منشور مسئولیتهای انسانی
تهران ـ 2008
Charter of Human Responsibilities
La Charte des Responsabilités Humaines
L’Alliance pour un monde responsable, pluriel et solidaire
Tehran - 2008
تحولِ انکارناپذیر در روابط بینالمللی را میتوان بهویژه با به رسمیت شناختهشدنِ دو موافقتنامه از سوی کشورهای جهان در پیوند دانست: اعلامیهی جهانی حقوق بشر، كه كرامت انسان و احقاق حقوقِ افرادِ مردم و دفاع از حقوق آنان را مورد توجه قرار میدهد، و منشور سازمان ملل كه به صلح و توسعه توجه میكند. بااینحال در پنجاه سال گذشته شاهد تغییراتِ فراگیرِ ریشهای در جهان بودهایم. اكنون نوع آدمی با چالشهای جدیدی روبهروست: بهویژه، ضرورت محافظت از محیط زیست برای نسلهای آینده. بیشك، این دو موافقتنامهی اولیه باید ابعاد جدیدتری را در بر بگیرند تا به چالشهای كنونی و آتی برای بقا پاسخ دهند. در اینجا «مسئولیت» به عنوان مفهومی اخلاقی (Ethical) پیشنهاد میشود كه بر پایهی حقوق و صلح و نیز پیدایش یك جهانبینی ارتباطی كه توانِ حیاتی سیارهی زمین و مردمانش را تضمین کند ، استوار است.
تا پیش از این زمان آدمیان هرگز بر حیات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی یكدیگر چنین تأثیراتِ فراگیری نگذاشته بودند. آنها هرگز پیش از این برای تغییر محیط زیست چنین دانش و قدرتی را در اختیار نداشتند. اما با وجود امكانات عظیمی كه این مناسبات متقابلِ فزاینده ایجاد كرده، و با وجود مهارتهای جدیدی كه نوع آدمی كسب كرده، بحرانهای بیسابقهای در بسیاری از عرصهها ظهور کرده است. تأثیرات كنشهای فردی و جمعی انسانی بر محیط زیستهای اجتماعی و طبیعی به علتِ وابستگی متقابلِ فزاینده میان افراد، جوامع و انسانها و طبیعت، در كوتاهمدت و درازمدت، برجسته میشود. با وجود این، نهادهای اجتماعی مستقر و موظف به مصاف با این چالشهای جدیدِ سدهی بیستویكم بیشازپیش ناكارآمد میشوند. قدرت مسلطِ بازارهای بینالمللی در حال تضعیف نقش سنتی دولتهاست. احتمال اندكی وجود دارد كه نهادهای علمی با علائق تخصصی خود با آن موضوعاتِ جهانی كه انسانیت را به چالش میطلبد به مقابله برخیزند. نهادهای اقتصادی بینالمللی در برگرداندن موج خیزندهی نابرابری شكست خوردهاند. دنیای تجارت و معاملات هدفهای سودآور خود را اغلب به زیانِ دغدغههای اجتماعی و زیستمحیطی دنبال میكند و نهادهای مذهبی نقش خود را در پاسخ به چالشهای جدیدی كه جوامع ما با آنها روبهروست، بهنحومناسبی ایفا نكردهاند. هركدام از ما در این بستر باید مسئولیتهای خود را در دو سطح فردی و جمعی بر عهده بگیریم. در چالشهای جدیدی كه بشریت با آن روبهروست، بیشازپیش امكانات جدیدی برای ایفای نقش به وجود میآید. هر انسانی میتواند در بازتعریف مسئولیت نقش داشته باشد و مسئولیت نیز دارد كه این نقشها را بپذیرد. انسانها میتوانند با ایجاد پیوند با دیگران برای برپایی قدرتی جمعی، احساس ناتوانی خود را كاهش دهند یا حتا بر آن چیره شوند. اگرچه همهی مردم استحقاق یكسانی برای دستیابی به حقوق بشر دارند، اما مسئولیتهایشان به تناسبِ امكاناتی است كه در اختیار دارند. آزادی، دسترسی به اطلاعات، دانش، ثروت و قدرت هرکدام بهنحوی توانایی برای اجرای مسئولیتها و وظیفه برای بررسی كنشهای انسانها را افزایش میدهد. مسئولیتها نه فقط كنشهای ما در حال و آینده بلکه کنشهای گذشتهی ما را نیز در بر میگیرد. بار ضایعات ناشی از یك عملِ جمعی باید از لحاظ اخلاقی توسط آن جمع به رسمیت شناخته شود و حقوقِ ترمیمی و جبرانکننده را تاحدامكان به صورت عملی درآورد. چون ما پیآمدهای كنشهای خود در زمان حال و آینده را فقط بهطورناقص میتوانیم درك كنیم، مسئولیت ما ایجاب میكند كه با فروتنی عمل كنیم و محتاط باشیم.
1. ما همگی مسئولایم اطمینان یابیم كه حقوق بشر در افکار و رفتارمان رعایت میشود. 2. كرامت هر انسان مستلزم ادای سهم در آزادی و كرامت انسانهای دیگر است. 3. تضمینِ این امر که هر آدمی امکانِ تحققِ حداکثرِ توانهای بالقوهاش را بیابد جزوِ مسئولیت است. و این امر هم نیازهای مادی، هم آرزوهای غیرمادی، و هم تعهد دفاع از خیرِ همگانی را در بر میگیرد. 4. یک صلح پایدار تنها از طریق آزادی، عدالت و مسالمتی که كرامت و حقوق انسان ارج بنهند ، قابل تصور است. 5. رشد و مصرف منابع طبیعی برای برآوردن نیازهای انسان، و جستوجوی رفاه و سعادت باید به پشتوانهی تعهد به تداومپذیری و اصل دوراندیشی، تضمین مراقبت فعالانه از محیط زیست و مدیریت هوشیارانه در امر حفظ تنوع و تقسیم منصفانهی ثروتها انجام گیرد. 6. دسترسی به توانمندی كامل دانش و کاردانی از طریق ارزشگذاریِ نظامهای متفاوت دانش و شیوههای شناخت، بهاشتراكگذاشتن و كاربرد آنها در خدمت همبستگی وحدتبخش و فرهنگ کثرتگرایانهی صلح حاصل میشود. 7. آزادی پژوهشِ علمی مستلزم احترام به ملاكهای اخلاقی است، مانند ارزشگذاشتن به تنوع زیستی، احترام به كرامت انسانی و شكلهای زندگی موجوداتی غیر از انسان و قبولِ محدودیتهای دانش انسانی. 8. اعمال قدرت هنگامی مشروع است كه در خدمت خیر همگانی باشد و در مقابل كسانی كه بر آنان اعمال میشود پاسخگو باشد. 9. هنگامِ تصمیمگیری دربارهی اولویتهای كوتاهمدت، باید ارزیابیِ پیآمدهای درازمدت آن در سازگاری با اولویتهای اخلاقیِ عدالت و محافظتِ زیستمحیطیِ نسلبهنسل انجام شود و مخاطرات و نااطمینانیها را در نظر بگیرد. 10. برای رویارویی با چالشهای امروز و فردا، آشتیدادن عملِ همبسته و احترام به ویژهگیهای فرهنگی ضروری است.
گسترش شكافهای اقتصادی درون و بین ملتها، تمركز قدرت اقتصادی و سیاسی در دستِ شماری مدام معدودتر، تهدید علیه تنوع فرهنگی و بهرهبرداری بیشازحد از منابع طبیعی، در سطح جهان آشوب و جدال میآفریند و دغدغههایی عمیق دربارهی آیندهی سیارهمان ایجاد میكند. ما بر سر دوراهی تاریخ آدمی ایستادهایم. انسانها بخشی از «گیتی بههمبافته»ای هستند كه عواملِ تعادل و یکپارچگیاش هنوز فراتر از فهمِ بشر است. با توجه به این شناخت فزاینده كه خوببودنِ وضع انسانها و نظامهای سیارهی زمین وابستگی متقابل دارند، لازم است مسئولیت را از نو تعریف كنیم تا مسئولیت شخصی را در زمان كنونی به مسئولیت جمعی برای آینده گسترش بدهیم. ما میتوانیم مسئولیت را به شیوههای بسیاری بیان كنیم، از جمله پذیرشِ مسئولیتِ پیآمدهای مستقیم یا غیرمستقیم اقداماتمان در كوتاهمدت و درازمدت، پیوستن به دیگران و اتحاد با آنان برای انجام عملی مؤثر. این واقعیت كه مسئولیت با شناخت و اعمال قدرت نسبتِ مستقیم دارد، به این معنا نیست كه كسانی كه منابع و قدرتِ محدودی دارند نمیتوانند متناسب با امکاناتشان مسئولیتهای خود را اعمال کنند و برای ساختنِ قدرتی جمعی متحد شوند. مسئولیت به یك اصل اخلاقی در حیطهی فردی محدود نمیشود: برعكس، مسئولیت به تعهدی شهروندانه که هویتِ اجتماعی ما را میسازد مرتبط است. ابتكارِ منشور مسئولیتهای انسانی، تعمیقِ ارزشهای نهفته در این هویت را مد نظر قرار داده است.
در سراسر تاریخ انسانی، ارزشهای مرتبط با حکمت و فرزانگیِ سنتی، چه دینی و چه غیردینی، استنادهایی برای هدایتِ رفتار انسان به رویكردهای مسئولانه بودهاند. پیشفرض بنیادی آنها، كه هنوز هم درست است، این بوده كه ارزشهای فردی و اجتماعی بر كردارها تأثیر میگذارند. درواقع، كردارها و ارزشها بر هم تأثیر میگذارند. چنین ارزشهایی شامل حقِ كرامت، احترام به شكلهای زندگی موجوداتی غیر از انسان، اولویت قائلشدن برای گفتوگو به جای خشونت، شفقت و ملاحظهی دیگران، همبستگی و مهماننوازی، درستی و صداقت، صلح و هماهنگی، عدالت و انصاف، و اولویت قائلشدن برای خیر مشترك به جای منافع فردی است. بااینهمه، واقعیت به گونهای است که ما بیشتر اوقات، چه فردی چه جمعی، با وضعیتهایی روبهرو میشویم که در آن ارزشهای یادشده در تقابل با یکدیگر قرار میگیرند. برای مثال هنگامی که ضرورتِ تشویقِ توسعهی اقتصادی همراه با محافظت از محیطِ زیست و همزمان با احترام به حقوقِ انسانی مطرح است. این مسائل همگی به هم مربوطاند و نمیتوانند جداگانه مورد بررسی قرار گیرند. كنشِ فراگیرِ مسئولانه ایجاب میکند كه شاخههای گوناگونِ فعالیتِ انسانی ادغام و یكپارچه شوند. این امر مستلزم حسِ تشخیص و روشننگری دربارهی ارزشها و الزاماتِ متضادی است که آگاهی از آنها مسئولیتِ تکتک افراد است. افزونبراین، هیچکس نباید اولویتهای متفاوتی را که برخاسته از تاریخ گذشته یا شرایطِ کنونیِ مشخصی است همچون بهانهای برای نادیدهانگاشتنِ مسائلِ مبرمِ دیگر به کارگیرد. اگرچه مفهومِ مسئولیت در میان تمامی گروههای انسانی یافت میشود اما در شیوهی پذیرش مسئولیت تفاوتهایی وجود دارد. در برخی از جوامع، به جای اینكه فرد به ابتكار خود مسئولیت را بر عهده گیرد، گروه مسئولیت را به فرد میدهد. در عمل، شیوههایی كه افراد پاسخگوی اعمالِ خود میشوند متفاوت است. وانگهی هنگامی كه مفهوم مسئولیت بستری قانونی مییابد، تفاوتهای فرهنگی نقش مهمی ایفا میكنند. همانطور كه كشورهای جهان ایدهی «حقوق بشر» را پذیرفتهاند، اكنون زمان آن نیز فرا رسیده كه مفهوم «مسئولیتهای انسانی» را رواج دهیم. همكاری بینالمللی و زمامداریِ جهانی بدونِ پذیرشِ ایدهها و اصول جهانشمولی که، جدا از خاستگاهشان، برای نوع بشر، اشکالِ حیاتِ غیر از انسان، و نظامهای زیستبومی، مفید و حیاتیست، تصورناپذیر است.
پس از حدود شش سال بحث در سطوح گوناگونِ «اتحاد برای جهانی مسئول، چندگانه و همبسته»، منشور مسئولیتهای انسانی در سال 2001 در مجمع جهانی شهروندان، كه به همت بنیاد شارل لئوپولد مایر سازماندهی شده بود، به جریان انداخته شد. هدفِ این طرح تشویقِ بازاندیشی در سطح بینالمللی دربارهی جایگاهِ مسئولیتهای فردی و جمعی در قبالِ آیندهی بشریت و سیارهی زمین، احترام به حقوق بشر و تحققِ صلح بود. سپس یك كمیتهی بینالمللی برای ارتقاء منشور ایجاد شد.
فعالیتهای جهانی منشور توسط اعضای كمیتهی بینالمللی منشور و كمیتههای ملی و منطقهای آن هماهنگ میشود. این فعالیتها شاملِ فرایندهای بازاندیشی و تأمل، همراه با انجام فعالیتهایی در همکاری با گروهای اجتماعی و حرفهای از همهی بخشهای جامعه است. بنیاد شارل لئوپولد مایر (پاریس) بودجهی اصلیِ فعالیتِ کمیتهی بینالمللی را فراهم میکند؛ و سازمانهای گوناگون محلی و كمكهای داوطلبانه نیز هزینههای مالیِ فعالیتهای محلی را تأمین میكنند.
اصول راهنمای منشور برآمده از فرایندِ یک گفتوگوی درونفرهنگی و درونرشتهای است كه در سال 1998 آغاز شد. معلوم است افرادی كه در این بحثها شركت جستند نمایندهی کلِ بشریت نبودند. منشور به عنوان وسیلهای برای هدایتِ گفتوگو و آغازگاهی در دسترسِ همگان برای بازاندیشیدن در موردِ معنا و جایگاهِ مسئولیت در جوامعمان پیشنهاد شده است. اصول راهنما چون محورِ مشتركی عمل میکند که میتواند به قلمروهایی متفاوتِ فعالیتِ انسانی منتقل و به شکلی متناسب با هر فرهنگ به زبانهای گوناگون ترجمه شود.. منشور هم پیشامتن (بهانه) و هم متنی برای تأمل و عمل به دست میدهد. به عنوان پیشامتن و بهانه، تاكیدی است بر این امر که منشور اصلِ جهانشمولِ مسئولیت را مطرح میکند و مشوقِ بازاندیشی و تأمل دربارهی معنای مسئولیت هم از لحاظِ فردی و هم از لحاظِ جمعی است. و ما را به بررسی این موضوع دعوت میكند كه چگونه مسئولانه در ارتباط با یكدیگر و در ارتباط با سیارهی زمین رفتار كنیم. به عنوان یك متن منشور قانون و قاعدهای وضع نمیكند، بلكه اولویتهایی را مطرح و ما را به مداخله و درگیر و متعهدشدن در زندگیهای روزمرهمان ترغیب میکند. اصول منشور ما را فرامیخواند تا در تدارکِ خطمشیها، سیاستها و رفتارهایمان سنجیده و هدفمند عمل کنیم.
منشور به بیش از 25 زبان، كه محتوای آن را در روایتهای فرهنگی مناسب خود بیان كردهاند، ترجمه شده است. در زمانهای که وابستگیهای متقابل ما هم اجتنابناپذیر و هم ضروری شده است، منشور از تکتک مردم دعوت میکند تا مسئولیت را در بافتهای اجتماعی، حرفهای و دیگر مواردِ خود بازتعریف كنند. بازاندیشی و تأمل در فورومهای محلی، كارگاهها، گفتوگوهای بین فرهنگها و بین مذاهب، گفتوگو با بازرگانان محلی دربارهی مسئولیتهای اجتماعی، انتشارات، طرحهای درسی و نیز در هنر، نمایش، رقص و موسیقی و غیره بیان میشود. اصول منشور همچون نکتههایی مرجعی است كه همهی بخشهای اجتماعی و حرفهای میتوانند اصول راهنمای خود را در مورد مسئولیت بر اساس آن بنا نهند. این اصول راهنما بنیاد قراردادی اجتماعی است كه این بخشها را به بقیهی جامعه پیوند میدهد. بهاینترتیب، ظهورِ آگاهیِ جهانی، متكی بر مفهوم مسئولیت، به یك قراردادِ اجتماعی بینالمللی میانجامد كه به نیازهای سدهی بیستویكم پاسخ میدهد.
سازمانها و افراد در سراسر جهان برای اندیشیدن به موقعیتهای خود و روشنساختنِ اعمال خود از منشور مسئولیتهای انسانی استفاده میكنند. گسترهی تفسیرها، معانی و بافتهای گوناگونِ فرهنگی الهامبخش پروژههای گوناگون بزرگی در كشورهای متفاوت بوده است.
برای اطلاعاتِ بیشتر به سایتِ منشور مراجعه شود: http://www.charte-responsabilites-humaines.net